بسته بندی‌های صادراتی، فرصت یا تهدید
بسته بندی‌های صادراتی، فرصت یا تهدید

خانه بسته بندی‌های صادراتی، فرصت ی...

بسته بندی‌های صادراتی، فرصت یا تهدید

بسته بندی مناسب انگیزه لازم برای تولید را به تولید كنندگان داده و تاحدودی آنان را در مقابل رقبای مقلد حفظ و در ‌‌نهایت تنوع و حق انتخاب بیشتری را برای مشتری فراهم می‌نماید. بسته بندی به نوعی یك فرصت اشتغال و یك كمك كننده مهم جهت كارآیی مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) و اثر بخشی صادرات بمنظور انتقال پیام به خریدار بشمار می‌رود. طراحی مناسب بسته بندی برای مصرف كننده راحتی و برای تولید كننده ارزش تبلیغاتی و سود را بدنبال دارد. عوامل مختلفی به استفاده روزافزون از بسته بندی بعنوان ابزار بازاریابی كمك می‌نمایند از جمله سلف سرویس در فروشگاه‌های بزرگ، آسایش خرید (دسترسی و اعتمادپذیری) برای مصرف كننده، ایجاد تصویر ذهنی نسبت به شركت و نام تجاری و فرصتی برای نوآوری. برای یك تولید كننده محصول صادراتی اولین مرحله تعیین مفهوم بسته بندی است كه تعیین می‌كند بسته بندی اساساً باید چگونه بوده، برای یك كالای خاص چه كاری را انجام دهد، آیا هدف اصلی بسته بندی مراقبت از محصول و یا معرفی روش جدید و نوآورانه توزیع محتواست و یا اینكه وظیفه انتقال پیامی درباره كالا یا شركت را به عهده دارد و یا هدف دیگری داشته است ؟ پس از تعیین مفهوم بسته بندی باید دیگر اركان بسته بندی نظیر اندازه، شكل، مواد اولیه مصرفی و رنگ را مدنظر قرار گرفته و با هم همخوانی داشته و در ‌‌نهایت آزمون های قبل از فروش محصول صورت پذیرد.

انجام آزمون واسطه باهدف اطمینان از دارابودن جذابیت كافی درمواجهه وانتخاب محصول و همچنین آزمون مصرف كننده با این هدف كه اطمینان حاصل شود عكس العمل مصرف كننده نسبت به بسته بندی مثبت و مساعد است یا خیرانجام می‌گیرد و بسی جای تامل دارد كه استفاده از این آزمون‌ها را در كشورمان كمتر شاهد بوده‌ایم. مدیریت فروش مطلوب برای سلامتی سیستم اقتصادی كشور‌ها ضروری است و موفقیت فروش حضوری اثر مستقیمی بر موفقیت كلی بازاریابی شركت دارد و بعبارتی مدیریت فروش حضوری را می‌توان قلب مدیریت بازاریابی نامید. با عنایت به اینكه در عصر حاضر مرحله معرفی محصول به بازارهای جهانی را پشت سر گذارده و بهترین شیوه ورود به بازاریابی ناشناخته صادرات غیر مستقیم می‌باشد كه در مقایسه باسایر روش‌ها ریسك كمتری را به دنبال دارد و از سوی دیگر فروش حضوری مستلزم ایجاد هزینه برای شركت است، لذا از عوامل قابل توجه در بازاریابی بمنظور پر كردن خلاء تاثیر فروشندگان شخصی شركت، تقویت ظاهر مناسب بسته بندی و سورتینگ مطابق با استانداردهای جهانی (ISO) بعنوان عامل بصری بازاریابی محصول می‌باشد. از بسته بندی بعنوان فروشنده خاموش یاد می‌شود و در اكثر آگهی‌ها قسمت عمده هزینه‌ها صرف رساندن پیام به افرادی می‌شود كه در حقیقت مشتری بالقوه نیستند كه با تقویت ظاهر بسته بندی تا حدودی این مشكل مرتفع خواهد شد برای تبلیغ كنندگان مفهوم مواجهه گزینشی از جذابیت بالایی برخوردار است و معمولا اولین موضوعی كه در مواجهه حضوری مصرف كننده با كالا در ذهن تجزیه و تحلیل می‌كند، شكل بسته بندی است بطوری كه گفته می‌شود بسته بندی مناسب می‌تواند اثر بخشی یك آگهی تبلیغاتی ? ثانیه‌ای را در ذهن مصرف كنند تداعی نماید. بسته بندی یكی از عوامل موثر انگیزشی در رشد جوامع صادراتی بوده كه علاوه بر گیرایی به نوعی نقش شناسنامه‌ای كالا را بعهده دارد جذابیت كالا باید به نحوی باشد كه تقلید از آن دشوار باشد از كشورهای توانمند در طراحی ظاهری محصول بعنوان نمونه از ایتالیا می‌توانیم نام ببریم. درج اطلاعات كامل محصول روی بسته بندی، ظاهر جذاب، راحتی حمل و نقل، انبارداری و شرایط اقلیمی، سهولت باز شدن و كاربرد محصول از ویژگیهای یك بسته بندی مناسب می‌باشد. همانطور كه بسته بندی هزینه زاست، از سویی دیگر موجب ایجاد ارزش افزوده در محصول می‌گردد كه می‌تواند تا حدودی هزینه‌های مذكور را تعدیل نماید.

بسته بندی عضوی از زنجیره ارزش یك شركت می‌باشد كه در ‌‌نهایت به افزایش ارزش نهایی شركت كمك می‌كند بنحوی كه همبستگی مثبت معناداری بین كیفیت بر‌تر كالا و بازده سرمایه گذای (ROI) آن شركت بوجود می‌آید. لازم بذكر است كه این ارتقاء كیفی در صنعت بسته بندی تا یك نقطه مشخصی جایز بوده و از آن نقطه به بعد چیزی جز اتلاف هزینه و از بین بردن فسلقه تولید آن كالا را نخواهد داشت. پیرو این موضوع، استراتژی قیمت گذاری بر مبنای ارزش و نیز قیمت گذاری پرستیژی برای محصولات آن شركت كاربرد دارد. كه این نوع قیمت گذاری راهكاری برای توسعه فعالیت صادركنندگانی است كه تمایلی به تخصیص هزینه در حوزه بسته بندی محصولاتشان ندارند. پدیده غیر اخلاقی دامپینگ كه امروزه گریبان گیر تجارت بین المللی شده است در صنایع بسته بندی نیز نفوذ داشته بنحوی كه كشور عامل جهت نفوذ در بازار‌ها و گاهی لطمه به رقبا هزینه‌های بالایی را جهت بسته بندی شكیل و جذاب محصولی خاص صرف نموده ولو اینكه محصول مورد نظر ارزش كیفی و كاربرد بهینه را نداشته باشد بطوری كه شاخصه‌ای منفی را در نقطه سر به سر بوجود آورده و بصورت زیركانه خریداران را دچار خطای كلیشه‌ای نماید. بسته بندی مختص كالاست و فعالیتهای ترغیبی درخصوص بسته بندیهای صادراتی با هدف بازاریابی تبدیلی محصولات صادراتی حائز اهمیت است امروزه صاحبان بسیاری از كارخانجات و واحدهای تولیدی با علم به اینكه شناخت ویژگیهای رفتاری و روان‌شناختی مصرف كنندگان در بسته بندی و سورتینگ مناسب امری ضروریست و علی رغم ارتباط نزدیك ایشان با تكنیك‌های جدید (به جهت مسافرت به نقاط مختلف دنیا و شركت در سمینارهای تخصصی) برخوردی غیر مسئولانه در فرآیند بسته بندیهای صادراتی داشته و متعاقباً شاهد آن بودیم كه بسیاری از محصولات تولیدی مطابق با استاندارد داخلی مورد پذیرش جوامع فرامرزی نبوده و صدور آن‌ها بر مبنای یك استراتژی همگانی زیانبار و نیاز به یك بازاریابی احیایی دارد. از سویی دیگر بسیاری از تولید كنندگان همچنان دچار خطای اسنادی بوده بطوری كه ركود اقتصادی را تنها عامل نزول و ناتوانی در صادرات محصولاتشان عنوان می‌كنند غافل از اینكه بسیاری از ابزارهای ترغیبی فروش از جمله بسته بندی را در اختیار دارند.

متخصصان صنعت بسته بندی می‌بایست با بكارگیری پتانسیل‌های موجود، طراحی را براساس تجزیه و تحلیل نیازهای مصرف كننده و به دنبال آن بررسی امكان پذیری اقتصادی و فنی مورد توجه قرار دهند. با عنایت به اینكه امروزه جهت خروج از جمود اقتصادی صادرات به ضرورتی اجتناب ناپذیر مبدل گشته است، نفود در بازارهای جهانی بمنظور افزایش فروش و سود نیازمند استفاده از اصول بازاریابی داخلی به انضمام دقت و تیزبینی می‌باشد. ایجاد یك تصویر ذهنی قدرتمند از صادرات مستلزم ابداع، نوآوری و پشتكار فراوان بوده و با توجه به اینكه مصرف كنندگان تمایل به حفظ یك سطح بهینه تحریك را دارند، لذا ضرورت تمركز بر ظاهر بسته بندی (مطابق با كیفیت و مرتبط با كاربرد محصول) الزامیست. نحوه بسته بندی و لباس یك كالا می‌تواند مبین جایگاه محصول (مقرون به صرفه بودن، قابلیت اعتماد، دوام و سایر ویژگیهای مرسوم) در بازار باشد. جایگاه یابی (positioning) از مصادیق مدیریتی انگیزشی (PERMS) می‌باشد و در واقع با طراحی و بسته بندی مناسب، نوعی كدگذاری در فرآیند انتقال پیام و نوعی وفاداری در مصرف كننده ایجاد كرده و می‌توان برای هر كالا یك مدل ارتباطی منحصر به فرد را تعیین و بكارگیری نمود. انتخاب محصول توسط مصرف كنندگان تا حدود زیادی براساس ارزشهای نمادین، عادات، ذائقه و فرهنگ مصرف صورت می‌گیرد تا جایی كه براند و رنگ نیز در زمره آن می‌باشد و این موضوع باید همواره از چشم تولید كنندگان دور نماند. بسته بندی برگ برنده نهایی در بازار فروش بوده و برای بهنگام نگه داشتن بسته بندی می‌بایست تغییراتی جزئی اما دائمی در آن ایجاد نمود. روان‌شناسی رنگ‌ها نیز یكی از موضوعات مرتبط با موضوع قابل بحث می‌باشد چه بسا رنگهای متفاوت در كشورهای مختلف ممكن است معانی و تعابیر مثبت و منفی زیادی را از بعد فرهنگ مصرف آنجامعه در برداشته باشد طوری كه شاهد آن بوده‌ایم محصولی با كیفیت عالی و بسته بندی مناسب ولی رنگ آمیزی مغایر با فرهنگ مصرف بازار هدف، نتوانسته بازار داری نماید. از دیگر موارد حائز اهمیت در فرهنگ مصرف جوامع، شكل ظاهری و سهولت كاربرد می‌باشد به نحوی كه با توجه به وجود هزینه‌های بسته بندی و عدم اعمال سلیقه از سوی تولید كننده، محصولات بصورت فله صادر شده و در كشور ثانی مطابق فرهنگ مصرف بسته بندی و با براند آن كشور صادر گردیده است وبه اصطلاح بازاری خاكستری را بوجود آورده‌اند.

صحت این موضوع در زمینه صادرات مواد غذایی مشهود است. بنابر این شركت‌های بسته بندی بمنظور كاهش تعارضات فرهنگی باید بطور دائم با الگوهای رفتاری، فرهنگی و اجتماعی مشتریان و مصرف كنندگان بازارهای گوناگون آشنا بوده تا ضمن رعایت اصول بسته بندی سبز (استفاده بهینه از زمان مواد و هزینه) بتوانند بیش از رقبا محصولاتی مناسب و مطلوب برای هر یك از گروههای خاص فرهنگی فراهم آورند. بستر سازی در این خصوص جهت قرابت با بازارهای جهانی نیازمند یك استراتژی مستمر و بادوام است. حائز اهمیت اینكه علی رغم تدوین وجمع آوری طرحهای توجیهی و نظریه‌های غنی ارائه شده از جانب صاحب نظران، حمایتی مشهود و ضمانت اجرایی كافی از سوی سازمانهای ذیربط در این خصوص صورت نگرفته و اغلب به كمیت طرحهای ارائه شده توجه و بصورت فراگیر نقطه شروعی جهت عملیاتی نمودن طرحهای مذكور به چشم نمی‌خورد. امید است واحدهای تولیدی داخلی به مجموعه‌هایی چابك درجهت افزایش توانایی و كامیابی در بازارهای جهانی متغیر و در حال دگرگونی گام برداشته به نحوی كه در بازارهایی با طیف گسترده محصولات و الگوهای عمرهای كوتاه سودآور و سفارشهای فردی و اختیاری را با تنوع هر چه بیشتر تولید و صادر نمایند.

پیشنهادات:

ایجاد و تخصیص یارانه از سوی دولت به تولید كنندگان جهت دسترسی به مواد اولیه درجه یك و ماشین آلات پیشرفته بسته بندی با قیمتی مناسب.

الزام واحدهای تولیدی به جذب و بكارگیری كار‌شناس صنایع تبدیلی و بسته بندی بمنظور بررسی و تایید كیفیت انطباق محصول كه به نوعی در زمینه رفع مشكلات اشتغال نیز اثربخشی را به‌همراه دارد.

الزام واحدهای تولیدی به مستند سازی هر واحد در امر بسته بندی كالا‌ها پیرو اجرایی نمودن طرح كدینگ كالا.

آموزش و توجیه هیات‌های تجاری اعزامی به كشورهای هدف جهت تخصصی شدن هرچه بیشتر بازاریابی و الزام حضور كار‌شناس رفتار مصرف كننده در تیم مذكور.

برگزاری دوره‌های آموزشی بسته بندی زمانبندی شده مطابق با استانداردهای جهانی (EEC) بمنظور فرهنگ سازی، افزایش سطح مهارت و دانش فنی افراد همگام با تكنولوژی روز دنیا.

برگزاری هر چه بیشتر سمینارهای تخصصی بسته بندی و تعامل با دانش آموختگان دانشگاهی بصورت مستمر و هدفمند.

تشویق و ترغیب واحدهای بر‌تر در صنایع تبدیلی و بسته بندی و همچنین تقویت كلینیك‌های تخصصی در سازمان توسعه تجارت.

تمركز بر رعایت مقررات استانداردهای اجباری بسته بندی ویژه كالاهای تولیدی صادراتی.

ایجاد خوشه‌های تخصصی صنعت بسته بندی در شهرستان‌ها در مقیاسهای كوچك جهت سهولت دسترسی تولیدكنندگان محلی، ارتباط و مشاوره.

 

Author: persian / Date: 2017-10-26
0 22

Please comment on this post

تجارت امن و پایدار
حس خوب یک اعتماد