International Commercial Terms – 2010
International Commercial Terms – 2010

خانه International Commercial Terms – 2010

International Commercial Terms – 2010

مقررات اینكوترمز عبارت از اصطلاحاتی سه حرفی است كه به تشریح عمده ترین وظایف، هزینه ها و ریسك های درگیر در جریان تحویل كالا از فروشنده به خریدار می پردازد.

 مقررات اینكوترمز می گوید كه كدامیك از طرفین قرارداد فروش وظیفه حمل یا تهیه بیمه نامه را دارد و یا اینكه فروشنده چه وقت كالا را تحویل خریدار می دهد، و هر طرف مسئول پرداخت چه هزینه هایی هستند. این قوانین در خصوص قیمت كالا ، نحوه پرداخت وجه ، انتقال مالكیت كالا یا نتایج ناشی از نقض قرارداد نمی گویند.

تعاریف اصطلاحات در قوانین اینكوترمز:

حمل كننده: طرفی است كه قرارداد حمل با وی بسته می شود.

تشریفات گمركی: الزاماتی است برای تطبیق با هرگونه مقررات گمركی حاكم شامل تعهدات اسنادی ، امنیتی ، اطلاعات و وظایف بازرسی فیزیكی.

تحویل: حاكی از نقطه ای است كه ریسك فقدان یا خسارت وارده به كالا از فروشنده به خریدار منتقل می شود.

نكته: هنگام استفاده از اصطلاحات اینكوترمز 2010 در قرارداد های فروش، بایستی در قراردادهای مربوطه، Incoterms® طرفین معامله ، ضمن گنجانیدن عبارت 2010 محل یا بندر تحویل كالا را نیز به دقیق ترین شكل ممكن بیان نمایند. مانند مثال زیر:

 CFR Bandar Abbas , Persian gulf, Iran Incoterms® 2010

سند تحویل: این سند یا معادل الكترونیكی آن ، حاكی از اثبات تحویل كالا می باشد.

سابقه یا رویه الكترونیكی:  مجموعه اطلاعاتی است كه یك یا چند پیام الكترونیكی را در بر گرفته و بسته به مورد می تواند جایگزین گزارش های كاغذی شود.

بسته بندی:  این واژه دارای سه معنای زیر بوده كه در مقررات اینكوترمز 2010 ، تنها به معنای موارد یك و دو می باشد.

1) بسته بندی كالا حسب درخواست و طبق مندرجات قرارداد فروش.

2)  بسته بندی كالا مناسب با شرایط حمل.

3)  بارچینی كالاهای بسته بندی شده در كانتینر یا سایر وسایل حمل.

 

  ** اصطلاحات اینكوترمز برای هر نوع روش حمل **

1) EXW: EX Works

2) FCA: Free CArrier

3) CPT: Carriage Paid To

4) CIP: Carriage and Insurance Paid To

5) DAT: Delivered At Terminal

6) DAP: Delivered At Place

7) DDP: Delivered Duty Paid

 

** اصطلاحات اینكوترمز برای حمل دریایی و آبراه های داخلی **

1) FAS: Free Alongside Ship

2) FOB: Free On Board

3) CFR: Cost and FReight

4) CIF: Cost, Insurance and Freight

 

EX WORKS

EXW (Insert Named place of delivery) Incoterms® 2010

تحویل در محل كار ( فروشنده)

فروشنده باید كالا را در محل كار خود یا محل تعیین شده دیگری در اختیار خریدار قرار دهد.تحویل كالا توسط فروشنده نه نیازی به بارگیری آن بر روی وسیله حمل دارد و نه ترخیص كالا برای صدور.

بیانگر حداقل وظیفه برای فروشنده و حداكثر مسئولیت برای خریدار است.

فروشنده تعهدی برای ترخیص كالا جهت صدور ندارد و تنها بایستی با هزینه و ریسك خریدار جهت صدور كالا به آن كمك نماید.

خریدار باید به هزینه و ریسك خود هر گونه پروانه صدور ، ورود كالا ، سایرمجوز های رسمی و یا گواهی های امنیتی را گرفته و تمام تشریفات گمركی برای صدور كالا را انجام دهد.

خریدار تمامی ریسك های ناشی از فقدان یا خسارات وارده به كالا را از زمانی كه فروشنده كالا را در نقطه توافق شده و یا محل تعیین شده بدون بارگیری بر روی وسیله حمل در اختیار آن قرار دهد، را می پذیرد.

بیانگر ارزانترین نحوه خرید برای خریدار بوده و معمولا در زمانیكه خریدار دارای نمایندگی در كشور فروشنده می باشد ، بهترین انتخاب است.

ازآنجاییكه كه همیشه محل انبار فروشندگان در داخل كارخانه نبوده ، لذا بهتراست ، حتما قبل از انتخاب این اصطلاح ، در مورد محل تحویل كالا و شرایط حمل آن ، تحقیق گردد.

انتخاب این روش برای فروشنده ، همانند فروش كالا به مشتریان داخل كشور بوده و بعبارت دیگر انتخاب این اصطلاح برای تجارت داخلی مناسب تر است.

انتخاب این اصطلاح در زمان تحریم، بعنوان یك راهكار توصیه می شود!!

 

FREE CARRIER

FCA (Insert Named place of delivery) Incoterms® 2010

تحویل به حمل كننده (ذكر محل تحویل تعیین شده )

فروشنده باید كالا را در محل كار خود یا محل تعیین شده دیگری، به حمل كننده یا شخص دیگری كه از سوی خریدار تعیین شده ، تحویل دهد. ریسك در این محل از فروشنده به خریدار منتقل می شود.

فروشنده باید به هزینه و ریسك خود هرگونه پروانه صدور یا سایر مجوزهای رسمی را گرفته و كلیه تشریفات لازم برای صدور كالا را انجام دهد.

خریدار باید با هزینه خویش قرارداد حمل و بیمه كالا از محل تعیین شده را ببندد.

اگر محل تحویل كالا، محل كار فروشنده باشد تنها زمانی تحویل كامل است كه فروشنده كالا را روی وسیله حمل تعیین شده توسط خریدار بارگیری نماید و در سایر موارد هنگامی كه كالا در اختیار حمل كننده، روی وسیله حمل تهیه شده توسط فروشنده قرار گرفته و آماده برای تخلیه است، كامل می شود.

خریدار بایستی تمام هزینه های مربوط به كالا از زمانیكه آنرا تحویل گرفته و نیز هرگونه هزینه های اضافی كه ناشی از كوتاهی وی در تعیین حمل كننده ، كوتاهی حمل كننده در تحویل كالا و یا كوتاهی خریدار در دادن اطلاعات مناسب بوده را بپردازد.

فروشنده باید هزینه هر گونه بازرسی پیشاز حمل را كه بدستور مقامات كشور صادر كننده ، اجباری اعلام شده را بپردازد.

به معنای تحویل فیزیكی كالا در Actual Delivery نكته: تحویل واقعی یا به معنای Virtual Delivery زمان و مكان مشخصمی باشد.تحویل فرضی یا تعیین محدوده زمانی و مكانی خاص جهت دریافت كالا بوده كه اگر خریدار یا شركت حمل كننده وی در تاریخ و محل تعیین شده جهت دریافت كالا حضور نداشته باشد، آنگاه طبق قانون تجارت بین المللی تحویل فرضی محقق شده و فروشنده هیچگونه مسئولیتی در قبال كیفیت كالای دریافتی توسط خریدار نداشته و خریدار هم حق ضبط ضمانت نامه های وی را ندارد.

 

CARRIAGE PAID TO

CPT (Insert Named place of destination) Incoterms® 2010

كرایه حمل تا مقصد پرداخت شده

فروشنده باید كالا را در محل تعیین شده به حمل كننده یا شخص دیگری كه توسط فروشنده انتخاب شده ، تحویل دهد. فروشنده باید قرارداد حمل را منعقد و هزینه حمل لازم برای رسیدن كالا به محل تعیین شده در مقصد را بپردازد.

در این اصطلاح ریسكدر محل تحویل كالا به حمل كننده به خریدار منتقل می شود ولی هزینه ها تا محل تعیین شده در مقصد به عهده فروشنده می باشد.

وظیفه فروشنده با تحویل كالا به حمل CIF و CFR ،CIP،CPT در اصطلاحات كننده به پایان می رسد و نه زمانی كه كالا به مقصد می رسد.

فروشنده با هزینه و ریسك خود بایستی هر گونه پروانه صدور و مجوزهای رسمی را گرفته و تشریفات گمركی لازم جهت صدور كالا و نیز انعقاد قرارداد حمل تا مقصد را انجام دهد.

فروشنده باید هزینه هر گونه بازرسی پیشاز حمل را كه بدستور مقامات كشور صادر كننده ، اجباری اعلام شده را بپردازد.

اگر كالا بوسیله چند حمل كننده جابجا شود، فروشنده به محض تحویل كالا به اولین حمل كننده مسولیت خود را به خریدار منتقل می كند.مگر اینكه در قرارداد توافق شده باشد كه مسئولیت فروشنده تا مراحل بعدی مثلا تا بندر بارگیری كالا ادامه داشته باشد.

اگر فروشنده طبق قرارداد حمل ، هزینه های تخلیه كالا در مقصد را پرداخته باشد، نباید هزینه های مذكور را خریدار مطالبه نماید ، مگر آنكه این موضوع در قرارداد توافق شده باشد.

 

CARRIAGE AND INSURANCE PAID TO

CIP (Insert Named place of destination) Incoterms® 2010

كرایه حمل و بیمه تا مقصد پرداخت شده

فروشنده باید كالا را در محل توافق شده به حمل كننده یا شخص دیگری كه توسط فروشنده انتخاب شده ، تحویل دهد. فروشنده باید قرارداد حمل و بیمه را منعقد و هزینه حمل و بیمه لازم برای رسیدن كالا به محل تعیین شده در مقصد را بپردازد.

در این اصطلاح ریسكدر محل تحویل كالا به حمل كننده به خریدار منتقل می شود ولی هزینه ها تا محل تعیین شده در مقصد به عهده فروشنده می باشد.

است.اگر در این اصطلاح فروشنده ملزم به اخذ حداقل پوشش بیمه ای( C ) شرط خریدار مایل به داشتن پوشش بیمه ای گسترده تری است ، باید یا توافق فروشنده را اخذ نموده و یا خود راسا نسبت به تهیه پوشش بیمه ای اضافی اقدام نماید.

حداقل پوشش بیمه ای باید شامل قیمت مندرج در قرارداد به علاوه ده درصد یعنی (110 %) باشد و باید به ارز قرار داد تهیه شود.

پوششبیمه ای بایستی از نقطه تحویل كالا به حمل كننده آغاز و حداقل تا محل تعیین شده در مقصد ادامه یابد و فروشنده باید بیمه نامه مربوطه را به همراه اسناد حمل در اختیار خریدار قرار دهد.

اسناد حملی كه فروشنده در اختیار خریدار قرار می دهد، بایستی در برگیرنده كالای موضوع قرارداد بوده و در تاریخ توافق شده برای حمل كالا تنظیم شده باشد. این اسناد باید خریدار را قادر به دریافت كالا از حمل كننده در محل تعیین شده در مقصد نماید و یا خریدار بتواند كالای بین راه را با انتقال سند یا اطلاع به حمل كننده به خریدار بعدی بفروشد.

فروشنده باید هزینه هر گونه بازرسی پیشاز حمل را كه بدستور مقامات كشور صادر كننده ، اجباری اعلام شده را بپردازد.

اگر كالا بوسیله چند حمل كننده جابجا شود، فروشنده به محض تحویل كالا به اولین حمل كننده مسولیت خود را به خریدار منتقل می كند. مگر اینكه در قرارداد توافق شده باشد كه مسئولیت فروشنده تا مراحل بعدی مثلا تا بندر بارگیری كالا ادامه داشته باشد.

اگر فروشنده طبق قرارداد حمل ، هزینه های تخلیه كالا در مقصد را پرداخته باشد، نباید هزینه های مذكور را خریدار مطالبه نماید ، مگر آنكه این موضوع در قرارداد توافق شده باشد.

فروشنده با هزینه و ریسك خود بایستی هر گونه پروانه صدور و مجوزهای رسمی را گرفته و تشریفات گمركی لازم جهت صدور كالا و نیز انعقاد قرارداد حمل تا مقصد را انجام دهد.

 

قبل از سال 1982 بیمه كالاها مطابق یكی از موارد زیر انجام می گرفت:

 

– Free from Particular Average

بیمه گر از پرداخت خسارت خاص معاف بوده و تنها در صورتیكه كل كالا از بین برود،  خسارت پرداخت می نماید.

– With Particular Average

در صورتیكه كل یا بخشی از كالا از بین برود ، بیمه گر موظف به پرداخت خسارت می باشد.

 – Against Full Risk / All Risk

بیمه گر كالا را در مقابل تمامی خطرات بیمه می كند. كامل ترین پوشش بیمه ای و گرانترین.

در تعیین ارزش كالا، عواملی چون قیمت واقعی كالا ، كرایه حمل ، هزینه های جانبی و سود احتمالی مورد انتظار دخیل می باشند.  معمولا بیمه گران ارزش كالا به علاوه 10 درصد آن را CFR كالا به علاوه 20 درصد آن و یا ارزش FOBبعنوان ارزش كالا می پذیرند.

 

DELIVERED AT TERMINAL

DAT (Insert Named terminal at port or place of destination) Incoterms® 2010

تحویل در پایانه حمل

فروشنده زمانی كالا را تحویل می دهدكه كالا از وسیله نقلیه در پایانه حمل تعیین شده در بندر یا محل تعیین شده در مقصد تخلیه و در اختیار خریدار قرار گیرد. پایانه حمل شامل هر محل سر پوشیده یا روباز ، از جمله اسكله یا بار انداز ، انبار ، محوطه كانتینری یا پایانه حمل جاده ای ، راه آهن یا هوایی است.

كلیه ریسكهای مربوط به حمل و تخلیه كالا تا / در پایانه حمل در بندر یا محل تعیین شده به عهده فروشنده است.

در این اصطلاح ، فروشنده كالا را از روی وسیله نقلیه تخلیه و در اختیار خریدار قرار می دهد.

الزاما در همه جای دنیا ، پایانه حمل) بارانداز، اسكله ، محوطه كانتینری و … ) جزقلمرو گمرك نمی باشد. در این وضعیت ، انتقال كالا از پایانه حمل تا گمرك با ریسك و هزینه خریدار می باشد.

تطبیق نقطه انتقال مسئولیت و پرداخت هزینه ها فروشنده با هزینه و ریسك خود بایستی هر گونه پروانه صدور و مجوزهای رسمی را گرفته و تشریفات گمركی لازم جهت صدور كالا و نیز انعقاد قرارداد حمل تا پایانه تعیین شده را انجام دهد.

خریدار با هزینه و ریسك خود بایستی هر گونه پروانه ورود كالا یا سایر مجوز های رسمی را تهیه و تمام تشریفات گمركی برای ورود كالا را انجام دهد.

فروشنده باید هزینه هر گونه بازرسی پیشاز حمل را كه بدستور مقامات كشور صادر كننده ، اجباری اعلام شده را بپردازد.

 

DELIVERED AT PLACE

DAP (Insert Named place of destination) Incoterms® 2010

تحویل در محل

فروشنده زمانی كالا را تحویل می دهد كه كالا روی وسیله حمل، آماده تخلیه در محل تعیین شده در مقصد در اختیار خریدار قرار گیرد. فروشنده كلیه ریسك های مربوط به حمل كالا تا محل تعیین شده را می پذیرد.

فروشنده وظیفه ای در خصوص ترخیصوارداتی كالا یا پرداخت هر گونه عوارض واردات یا انجام هر گونه تشریفات گمركی مربوطه را ندارد.

تطبیق نقطه انتقال مسئولیت و پرداخت هزینه ها فروشنده باید به هزینه خود نسبت به انعقاد قرارداد حمل كالا به محل تعیین شده در مقصد یا نقطه توافق شده اقدام نماید. اگر فروشنده بموجب قرارداد حمل متحمل هزینه های اضافی مربوط به تخلیه كالا در محل گردد، نمی تواند این هزینه ها را از خریدار مطالبه نماید.

در این اصطلاح ، كالا بایستی در محوطه گمرك و قبل از پرداخت عوارض گمركی تحویل خریدار گردد و وظیفه فروشنده با صدور رسید قبض انبار تمام می گردد.

تطبیق نقطه انتقال مسئولیت و پرداخت هزینه ها فروشنده با هزینه و ریسك خود بایستی هر گونه پروانه صدور و مجوزهای رسمی را گرفته و تشریفات گمركی لازم جهت صدور كالا و نیز انعقاد قرارداد حمل تا پایانه تعیین شده را انجام دهد.

خریدار با هزینه و ریسك خود بایستی هر گونه پروانه ورود كالا یا سایر مجوز های رسمی را تهیه و تمام تشریفات گمركی برای ورود كالا را انجام دهد.

فروشنده باید هزینه هر گونه بازرسی پیشاز حمل را كه بدستور مقامات كشور صادر كننده ، اجباری اعلام شده را بپردازد.

 

DELIVERED DUTY PAID

DDP (Insert Named place of destination) Incoterms® 2010

تحویل عوارض پرداخت شده

فروشنده كالا را برای واردات ترخیص نموده و در محل تعیین شده در مقصد ، كالا را روی وسیله حمل و آماده برای تخلیه در اختیار خریدار قرار می دهد.

فروشنده كلیه هزینه ها و ریسكهای مربوط به آوردن كالا تا مقصد تعیین شده را به عهده می گیرد و نه تنها وظیفه ترخیص كالا برای صدور بلكه ترخیص وارداتی كالا را نیز بر عهده دارد و پرداخت هر گونه عوارض صادرات و واردات و انجام كلیه تشریفات گمركی به عهده فروشنده است.

بیانگر حداكثر وظیفه برای فروشنده و حداقل آن برای خریدار می باشد.

اگر فروشنده مستقیما یا غیر مستقیم توانایی ترخیص كالا از گمرك برای واردات را نداشته باشد، نباید این اصطلاح مورد استفاده قرار گیرد.

یا مالیات های مشابه قابل پرداخت (VAT) هرگونه مالیات بر ارزش افزوده هنگام ورود به عهده فروشنده است ، مگر اینكه توافق دیگری صورت پذیرفته باشد.

در ایران ، بانك ها نمی توانند بدون مجوز بانك مركزی از این اصطلاح برای گشایش اعتبار اسنادی استفاده نمایند.

گرانترین اصطلاح برای خریدار فروشنده باید هزینه هر گونه بازرسی پیشاز حمل را كه بدستور مقامات كشور صادر كننده ، اجباری اعلام شده را بپردازد.

 

 FREE ALONGSIDE SHIP

FAS (Insert Named Port of shipment) Incoterms® 2010

تحویل در كنار كشتی

فروشنده باید كالا را در كنار كشتی تعیین شده توسط خریدار ، مثلا در بارانداز در بندر حمل تعیین شده تحویل دهد. (Barge) یا اسكله یا روی دوبه پس از قرار گرفتن كالا در كنار كشتی، كلیه ریسك و هزینه ها از فروشنده به خریدار منتقل می شود.

در صورتیكه كالا در كانتینر بارگیری شده باشد، فروشنده بیشتر مایل است كالا را در یك پایانه حمل به حمل كننده تحویل دهد تا در كنار كشتی ، در چنین بهتر است. FCA مواقعی استفاده از اصطلاح فروشنده ملزم به ترخیصكالا برای صدور بوده ولی وظیفه ای نسبت به ترخیص كالا برای ورود ، پرداخت هر گونه عوارض واردات و یا انجام تشریفاتی گمركی واردات را ندارد.

خریدار باید به هزینه خود قرار داد حمل كالا از بندر حمل تعیین شده را ببندد و به هزینه و ریسك خود هر گونه پروانه ورود كالا و یا مجوز های رسمی را تهیه كند و تمام تشریفات گمركی برای ورود كالا را انجام دهد.

خریدار باید به هزینه و ریسك خود كالا را بر روی عرشه كشتی بارگیری نماید.

در برخی از مواقع بایستی توسط دوبه بار را از اسكله به كشتی منتقل نمود كه بهتر است هزینه های مرتبطه در قرارداد پیش بینی گردند.

خریدار باید تمامی هزینه های مرتبط با كالا از زمانی كه آن را تحویل می گیرد بانضمام هزینه های ناشی از كوتاهی وی در دادن اطلاعات صحیح و بموقع ، عدم ورود بموقع كشتی تعیین شده ، عدم توانایی كشتی در بارگیری محموله ، بارگیری پیش از موعد، عوارض و مالیات های ناشی از تشریفات گمركی ورود كالا را بپردازد.

 

FREE ON BOARD

FOB (Insert Named Port of shipment) Incoterms® 2010

تحویل روی عرشه كشتی

فروشنده باید كالا را روی عرشه كشتی تعیین شده توسط خریدار در بندر حمل تعیین شده تحویل دهد یا كالایی را كه قبلا بدین ترتیب تحویل شده ، تهیه و یا فراهم كند. (فروش زنجیره ای)

پس از بارگیری كالا در كشتی، كلیه ریسك و هزینه ها از فروشنده به خریدار منتقل می شود.

در مواردی كه كالا قبل از بارگیری در كشتی به حمل كننده تحویل می گردد ، برای مثال كالای بارگیری شده در كانتینر كه معمولا در پایانه حمل و نقل تحویل می شود، بایستی از اصطلاح FCA استفاده نمود.

فروشنده ملزم به ترخیص كالا برای صدور بوده ولی وظیفه ای نسبت به ترخیص كالا برای ورود ، پرداخت هر گونه عوارض واردات و یا انجام تشریفاتی گمركی واردات را ندارد.

خریدار باید به هزینه خود قرار داد حمل كالا از بندر حمل تعیین شده را ببندد و به هزینه و ریسك خود هر گونه پروانه ورود كالا و یا مجوز های رسمی را تهیه كند و تمام تشریفات گمركی برای ورود كالا را انجام دهد.

خریدار باید اطلاعات كافی در مورد نام كشتی ، نقطه بارگیری ، و در صورت نیاز ، زمان تحویل لازم ظرف مدت توافق شده را به فروشنده بدهد.

خریدار باید تمامی هزینه های مرتبط با كالا از زمانی كه آن را تحویل می گیردبانضمام هزینه های ناشی از كوتاهی وی در دادن اطلاعات صحیح و بموقع ، عدم ورود بموقع كشتی تعیین شده ، عدم توانایی كشتی در بارگیری محموله ، بارگیری پیش از موعد، عوارض و مالیات های ناشی از تشریفات گمركی ورود كالا را بپردازد.

 

COST AND FREIGHT

CFR (Insert Named port of destination) Incoterms® 2010

هزینه ( ارزش ) و كرایه حمل

 فروشنده باید كالا را روی عرشه كشتی تحویل دهد یا كالاهایی را كه قبلا به این ترتیب برای حمل به مقصد تحویل شده، تهیه یا فراهم نماید .مفهوم ” تهیه یا فراهم“  دلالت بر فروش پیاپی ) فروش زنجیره ای)  بویژه در تجارت كالاهای فله نظیر كالاهای كشاورزی، مواد نفتی و فلزات دارد.

انتقال ریسك فقدان یا خسارات وارده به كالا هنگامی است كه كالا در كشتی بارگیری می شود.

فروشنده باید قرارداد حمل كالا را منعقد و هزینه ها و كرایه حمل لازم تا رسیدن كالا به بندر مقصد تعیین شده را بپردازد.

وظیفه فروشنده با تحویل كالا به حمل CIF و CFR ،CIP،CPT در اصطلاحات كننده تعیین شده به نحوی كه در اصطلاح مشخصشده ، به پایان می رسد و نه زمانی كه كالا به بندر مقصد می رسد.

در این اصطلاح ریسكو هزینه در دو نقطه مختلف منتقل می شوند.محل انتقال ریسك ار فروشنده به خریدار در بندر حمل (بارگیری ) بوده در حالیكه تمامی هزینه ها تا بندر مقصد به عهده فروشنده است.

اگر فروشنده بر اساس قرارداد حمل ، هزینه تخلیه كالا در بندر مقصد را پرداخت كرده باشد ، حق بازپرداخت هزینه مذكور را از خریدار ندارد مگر آنكه توافق دیگری بین طرفین به عمل آمده باشد.

در مواردی كه كالا غیر از عرشه كشتی به حمل كننده تحویل CFR اصطلاح می شود،برای مثال كالاهای بارگیری شده در كانتینركه معمولا در پایانه حمل استفاده CPT تحویل می شود، مناسب نیست.در اینگونه موارد باید از اصطلاح شود.

در این اصطلاح فروشنده بایستی با هزینه و ریسكخود ، هر گونه پروانه صدور یا سایر مجوز های رسمی را گرفته و كلیه تشریفات گمركی لازم برای صدور كالا را انجام دهد.

در این اصطلاح فروشنده وظیفه ای در برابر خریدار برای بستن قرارداد بیمه ندارد.

عدم تطابق مسئولیت یا ریسك فروشنده با هزینه های دریافتی ( مسئولیت فروشنده با صدور بارنامه On Board تمام می شود ولی هزینه های مربوطه را تا مقصد دریافت نموده است.)

.استفاده شود، آنگاه هزینه FULL LINER اگر این اصطلاح به همراه عبارت CFR تخلیه كالا در بندر مقصد به عهده فروشنده بوده در حالیكه در اصطلاح

این هزینه با خریدار می باشد. ، FREE OUT تنها یا به همراه عبارت

بندر عباس باشد، CFR اگر فروشنده متهعد به تحویل سی روزه كالا بصورت

یعنی آنكه بایستی كالای مورد نظر را حداكثر ظرف مدت سی روز، ساخته و

تشریفات گمركی صدور آنرا انجام داده و كالا را روی عرشه كشتی در بندر مبداء

(بارگیری) تحویل خریدار دهد.

 

COST, INSURANCE AND FREIGHT

CIF (Insert Named port of destination) Incoterms® 2010

هزینه (ارزش) ، بیمه و كرایه حمل

فروشنده باید كالا را روی عرشه كشتی تحویل دهد یا كالاهایی را كه قبلا به این ترتیب برای حمل به مقصد تحویل شده، تهیه یا فراهم نماید. مفهوم ” تهیه یا فراهم“  دلالت بر فروش پیاپی ( فروش زنجیره ای به ویژه در تجارت كالاهای فله  نظیر كالاهای كشاورزی، مواد نفتی و فلزات ( دارد.

انتقال ریسك فقدان یا خسارات وارده به كالا هنگامی است كه كالا در كشتی بارگیری می شود.

فروشنده باید قرارداد حمل كالا را منعقد و هزینه ها و كرایه حمل لازم تا رسیدن كالا به بندر مقصد تعیین شده را بپردازد.

وظیفه فروشنده با تحویل كالا به حمل CIF و CFR ،CIP،CPT در اصطلاحات كننده تعیین شده به نحوی كه در اصطلاح مشخصشده ، به پایان می رسد و نه زمانی كه كالا به بندر مقصد می رسد.

در این اصطلاح فروشنده موظف به تهیه حداقل پوشش بیمه ای به منظور پوشش ریسك فقدان یا خسارت وارده به كالا در حین حمل برای خریدار می باشد. اگر خریدار ، خواهان پوشش بیمه ای بیشتری بوده ، باید صریحا با فروشنده توافق نموده یا شخصا اقدام نماید.

اگر فروشنده بر اساس قرارداد حمل ، هزینه تخلیه كالا در بندر مقصد را پرداخت كرده باشد ، حق بازپرداخت هزینه مذكور را از خریدار ندارد مگر آنكه توافق دیگری بین طرفین به عمل آمده باشد.

قرارداد بیمه باید با بیمه گر یا شركت بیمه خوش نام ) معتبر(  منعقد شود به ترتیبی كه خریدار یا هر شخص دیگری كه نفع بیمه ای در كالا دارد بتواند مستقیما از بیمه گر خسارت مطالبه نماید.

در این اصطلاح ریسك و هزینه در دو نقطه مختلف منتقل می شوند. محل انتقال ریسك ار فروشنده به خریدار در بندر حمل (بارگیری ) بوده در حالیكه تمامی هزینه ها تا بندر مقصد به عهده فروشنده است.

مسئولیت فروشنده با صدور بارنامه On Board  تمام می شود ولی هزینه های  مربوطه را تا مقصد دریافت نموده است ) عدم تطابق مسئولیت یا ریسك فروشنده با هزینه های دریافتی) .

در این اصطلاح فروشنده بایستی با هزینه و ریسك خود ، هر گونه پروانه صدور یا سایر مجوز های رسمی را گرفته و كلیه تشریفات گمركی لازم برای صدور كالا را انجام دهد.

در مواردی كه كالا غیر از عرشه كشتی به حمل كننده تحویل داده می شود، برای مثال كالاهای بارگیری شده در كانتینركه معمولا در پایانه حمل  تحویل می شوند، استفاده از اصطلاح CIF مناسب نبوده و بهتر است در اینگونه موارد از اصطلاح CIP استفاده شود.

هزینه های تخلیه كالا شامل هزینه های دوبه كاری و لنگر گاه به عهده خریدار بوده مگر آنكه هزینه های مذكور طبق قرارداد حمل به حساب فروشنده باشد.

 

Author: persian / Date: 2017-10-26
0 34

Please comment on this post

تجارت امن و پایدار
حس خوب یک اعتماد